آكى ئو كازاما ( مترجم : هاشم رجب زاده )

55

سفرنامه كازاما ( فارسى )

كوچكى كه رئيس كل تشريفات به او نمود نگاهى انداخت ، و در پاسخ رسمى به سخنم ابراز تشكر كرد . رئيس كل تشريفات اين بيانات را برايم به فرانسه بازگفت . چكيده پاسخ رضا شاه چنين بود : « كشور پادشاهى ژاپن عظمت و الا و فرهنگ درخشان دارد ، و به پيشرفت‌هاى شگفتىانگيز نائل آمده است . بسيار خوشحالم كه شما ( شكوه ) ايران باستان و احياى آن را در عصر حاضر ستوديد . » در اين هنگام رضا شاه دست خود را دراز كرد و با من دست داد . دست او زمخت و گرم بود ، و دست كوچكم را همه در خود گرفت . در اينجا تقديم رسمى اعتبارنامه‌ام پايان يافت . آنگاه به صورت تشريفاتى يك‌يك اعضاى سفارت ژاپن را كه در كنارى ايستاده بودند به شاه معرفى كردم . رضا شاه گفت : « پيشرفت‌هاى گرانسنگ ژاپن نوين را مىستايم ، و ژاپن را پيشدار سزاوار تحسين كشورهاى شرقى و آسيايى مىدانم . ژاپن و ايران از نظر جغرافيايى از هم دورند ، اما دل‌هاى مردم آنها بسيار به هم نزديك است . ما براى پيشرفت آسيا در هر زمينه ، آمادهء تعاون و تلاشيم . چون اين دو كشور با هم رابطهء معنوى دارند ، بايد از هر كشور ثالثى به هم نزديك‌تر بشوند . اين نه فقط به خاطر مناسبات ايران و ژاپن ، كه براى صلح پايدار در مشرق زمين است . مايهء خوشوقتى فراوان است كه دو كشور ما به افتتاح مناسبات و مبادلهء سفير توفيق يافته‌اند . » پس از چند گفت و شنود ، رضا شاه به جاى فارسى به تركى روان آغاز به سخن كرد و خطاب به من گفت : « گويا شما پيش از اين در ( مأموريت ) تركيه بوديد . بياييد به تركى صحبت كنيم ! » در سيماى شاه كه تاكنون ، آهنين و بىحركت ، همچون مجسمه‌اى مفرغى نشان مىداد ، چنان كه گويى باد بهارى وزيده باشد نرم‌رفتارى و حال و هواى دوستانه پيدا شد . رضا شاه ، در مازندران زاده شد . در اين ايالت ، روستاهايى هست كه اهالى آن ترك زبانند . من تركى خوب نمىدانستم ، اما ته ذهنم را كاويدم و كوشيدم تا چند كلمه‌اى به تركى بگويم ؛ و بىواسطه‌اى پاسخ سخنان شاه را دادم . براى نخستين بار سايه لبخندى بر چهره خشك او نمايان شد .